« يا مهدي ادرکني »

 

 ●+ سايباني از آفتاب...سه‏شنبه 7 اسفند 1386 - ساعت 3:22 عصر

رزمنده : سيده زهرا مهدي دماوندي



به اسم پيوند دهنده قلب ها
بعضي ها مي نويسند (دو کبوتر در آغاز راه...) بعضي هم مي نويسند( خانه اي ساخته ايم، سايبانش همه مهر...) و بعضي هم...
سعي کرده ايم کاري به کسي نداشته باشيم. اين همه يه نوعشه.
- هرچه فکر کرديم، بهانه ي مناسب تر از سالروز ازدواج آسماني بهانه هاي خلقت نيافتيم؛ شبي که خدا خوشحال است، محمد، علي، فاطمه، فرشتگان و مومنين هم. و فکر کرديم يه جورهايي شاديمان شادي اهل بيت باشد.
- خيلي دلمان مي خواهد همه بيايند؛ دوست، آشنا و فاميل؛ چه آدم عروس و چه آدم داماد. البته نه به جشن ما. ما کي باشيم؟ جشن آقا و خانوم عالم، علي و فاطمه. و خيلي بيشتر دلمان مي خواهد زنده ترها هم بيايند؛ آنهايي که از ما و شما زنده ترند.
- دعا کنيد زندگي ما هم مثل آنها باشد ؛ زندگي زنده ها، نه مردگي مرده ها. فقط همين.
صفاي عروس و داماد عالم صلوات.

خواستگاري
شهيد حاج ابراهيم همت
نيت کردم چهل روز روزه و دعاي توسل بخونم، بعد از اين چهل روز، هر کي اومد، جواب نه نمي شنوه.
شب سي و نهم يا چهلم بود که ابراهيم آمد خواستگاري.
آمده بود بله را بگيرد.
بهش گفتم: « من مهريه نمي خواهم؛ راضي کردن خانواده ام با شما. »
خيلي راحت گفت: « من وقت اين کارها را ندارم. »
با عصبانيت گفتم: « شما که وقت نداريد؛ چرا مي خواهيد ازدواج کنيد؟!»
گفت: « درست است که وقت ندارم، ولي توکل که دارم. »
مراسم با خريد يک حلقه براي من و يک انگشتر عقيق براي حاجي، خيلي ساده برگزار شد.

                                                        

قول و قرار
شهيد مهندس سيد محسن صفوي
مهندي راه و ساختمان بود. توي يک شرکت کار مي کرد. براي خودش ماشين داشت.
خواهر و برادرش فعاليت سياسي مي کردند؛ ولي از آقا محسن نديده بودم.
خواستگاري که اومد ، گفتم:«دلم ميخواد بدونم چرا اينقدر دنبال مال دنيايي؟ مگه دنيا چه ارزشي داره!»
گفتم:« مي خوام زن کسي بشم که مهريه من را شهادتش قرار بده.»
آقا محسن سرش را تکان داد و گفت: «به جدم شهيد مي شم. »

مهريه
شهيد مهندس مهدي باکري
از قبل به پدر و مادرم گفته بودم دوست دارم مهريه ام يک جلد قرآن و يک سلاح باشد. اين که چه جور سلاحي باشد، برايم فرقي نداشت.
پرسيد:« نظرتون راجع به مهريه چيه؟»
گفتم: «هر چي شما بگين.»
گفت: « يک جلد قرآن و يک کلت کمري چطوره؟»
گفتم: «قبول.»
هيچ کس بهش نگفته بود. نظر خودش بود. قبلا به دوستهايش گفته بود:« دوست دارم زنم سلاح به دوش باشه.»

کارت عقد
شهيد حاج مصطفي رنداني پور
يک کارت براي امام رضا، مشهد؛ يک کارت براي امام زمان، جمکران؛ يک کارت براي حضرت معصومه، قم.
اين يکي را خودش برده بود انداخته بود توي ضريح.
« چرا دعوت شما را رد کنيم؟ چرا به عروسي شما نياييم؟ کي بهتر از شما؟ ببين همه آمده ايم. شما عزيز ما هستي.»
حضرت زهرا «س» آمده بود به خوابش؛ درست قبل از عروسي!

هديه اي براي عروس
شهيد دکتر مصطفي چمران
گفتند:« دکتر براي عروس هديه فرستاده»
به دو رفتم دم در، بسته را گرفتم. بازش کرددم. يک شمع خوشگل بود.
رفتم اتاق و چند تکه طلا آويزان کردم و برگشتم پيش مهمان ها؛ يعني اينکه اينها را مصطفي فرستاده.
چه کسي مي فهميد مصطفي خودش را برايم فرستاده؟

ماه عسل
شهيد حاج سيد حسين خرازي
بعد خواندن عقد، امام پول مختصري بهشان داد، بروند مشهد.
حسين پول را داده بود به حاج احمد آقا و گفته بود: « جنگ تموم بشه زيارت هم ميريم»
با خانمش دوتايي رفتند اهواز.

جهيزيه
شهيد مهندس علي نيلچيان
موقع خريد جهيزيه، مادرم مي خواست سنگ تمام بگذارد.
فهرست عريض و طويلي تهيه کرده بود و هر روز چند قلمي به آن اضافه مي کرد.
امروز تخت و سرويس خواب، فردا مبل و ميز نهارخوري و...
هر چه کردم، نتوانستم منصرفش کنم. دست به دامان علي شدم.
آمد و خطبه اي خواند غرا! به زمين اشاره کرد و گفت:« مادر جان، مگه قرار نيست يک روزي بريم اون زير؟»
مادرم لبش را گزيد:« خدا مرگم بده! اول زندگي به اون زير چي کار داري علي آقا؟»
علي خنديد:« اول و آخر نداره مادر جان! آخرش سر از اون زير در مي آريم. بذاريد روي خاک باشيم. بذاريد باهاش انس بگيريم، بذاريد همين يکي دو وجب فاصله را هم کم کنيم.»
مادرم خلع سلاح شد. خيلي چيزها را از ليست خريد حذف کرد. نه مبل و نه تخت و نه...


 

 ●ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[21/5/1387- 7:35 ع] درددل...
[18/4/1387- 1:13 ع] اگر امام نبود...
[6/4/1387- 9:33 ص] قطعه قطعه...
[29/3/1387- 12:12 ع] چمراني ها و شريعتي ها...
[2/3/1387- 7:0 ع] تکيه بر همين ديوار!
[16/2/1387- 12:31 ع] گوش به فرمان بوده ايد؟؟؟
[3/2/1387- 8:3 ع] شهادت تفسير بردار نيست...
[16/1/1387- 7:59 ع] ديشب رويايي داشتم...
[3/1/1387- 6:9 ع] ريشه اي از فقر و بي عدالتي
[22/12/1386- 2:37 ع] بسم الله نور........
[7/12/1386- 3:22 ع] سايباني از آفتاب...
[29/11/1386- 5:40 ع] کابوس مرگ...
[13/11/1386- 6:18 ع] امام امام بود...
[4/11/1386- 1:5 ع] روح من و تو
[18/10/1386- 5:32 ع] آيت الله مجتبي تهراني.....
[همه عناوين(45)][آرشيو شده ها]

 

پنجشنبه 7 شهريور 1387

براي تعيين شهر خود روي کادر کليک نماييد.
اعلام اوقات شرعي براساس ساعت
رايانه‌ي شما مي‌باشد.
 

d سنگر c

d شناسایی c

d ايميل c

کل بازديدها:10086
بازديد امروز:13
بازديد ديروز:38


درباره خودم

« يا مهدي ادرکني »
سيده زهرا مهدي دماوندي[45]
نه آنقدر بزرگم که کوچک بيابم خودم را/ نه آنقدر کوچک که خود را بزرگ/ گريز از ميانمايگي آرزوي بزرگي ست؟/


لينک همرزمان

خاطرات اينترنتي مقداد
فلک را سقف بشکافيم
سراي انديشه
منطقه‏ ممنوعه
دنياي امروز ما
***به اسبفروشان خوش آديد***
ايران سربلند
سين جيم هاي اخلاقي
دنياي جواني
بي يار
اوريا
صميمي با خواهرم
سئوالهاي منتظر جواب
only picture
شهريوري
خانه يکدلي
پاک ديده
اعتقادات و باورهاي ديني
بزرگترين وبلاگ اخلاقي
بشنو اين ني چون حکايت مي کند
نسيمي از بهشت ...
سعيد ملاحسيني
24 تير
نافذ
کوير
هر کي به هر جا رسيد با دلش رسيد
خلوت تنهايي
فدائيان اسلام
محسن،محسن،خدا ..... محسن،محسن،خدا ..... خدا،به گوشم.....
سلام
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
قافله شهداء
علمدار دين
تکنولوژي کامپيوتر
توکا
حرفاي خودموني من
وبلاگ گروهي مطلع الفجر
حديث عشق
دسته کليد
آقاشير
سرزمين ...
هرچه مي خواهد دل تنگت بگو
صميمي با خواهرم
« عـشقي »
تازه ترين ها
کوثر
رند
و خدایی که در این نزدیکیست
هيات محبان بقيه الله عجل الله تعالی (شهرک آب ساری)
بهترين وبلاگ دنيا
خانه اطلاعات
يک لحظه با يک طلبه!
مقداد
تازه ترين ها
از تبار آسمان
کسي که مثل هيچکس نيست
گنجهاي معنوي
آفتاب شب
کلبه ي پريشان
دلدار اميدوار
کانون فرهنگي و هنري صالحين
توهمات قرن 21
ساحل نشين اشک
گلهاي د نيا
آدمک ها
نمازخانه بوستان بهاره
يا اباصالح المهدي
آموزش عربي
زير آسمان خدا
عــــشقـــــولـــــک
وبلاگ شخصي محمد جواد ايزدپناه
بــــــــــــــــــــــــــــاران
تک ستاره
زورخانه بابا علي
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
گل هميشه بهار
ولي عصر « عج »
حسين جان (اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست)
يعسوب
مذهب
اتحاد ملي - انسجام اسلامي
روانشناسي آيناز
گروه فرهنگي روزنه
مزار بي نشان
شهيد آويني
مشهد وبلاگ
کبو ترانه .... تا بام ملکوت
عشق من هيچ وقت تنهام نزار
اباصالحي
دنيا به روايت يوسف
کبوترانه
علامه حسن زاده آملي
شهيد آويني
شهيد آويني
علامه مصطفوي
رحيم پور ازغدي
شهيد آويني
آيت الله مصباح يزدي
علامه حسن زاده آملي
علامه مطهري
شهيد آويني


لوگوي همرزمان


آواي آشنا


نوشته‌هاي قبلي

اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
با ارسال فرم فوق مي‌توانيد از به‌روز شدن وبلاگ با‌خبر شويد.